الشيخ رسول جعفريان
36
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
در نوع خود كتابى جامع و كم مانند است . مجموعهء اخبار معجزات را نيز سيد هاشم بحرانى ( م 1107 يا 1109 ) در مدينة المعاجز فراهم آورده است . اين اثر به تازگى در هشت مجلد به چاپ رسيده است . نوشتههايى كه در اين دوره در مناقب و امامت و تاريخ امامان نوشته شده خارج از حد شمارش بوده و تقريبا بخش اعظم آنها فاقد ارزش علمى است . اين وضعيت در دوران صفويه و قاجار يكنواخت بوده و على رغم بهتر شدن مناسبات خارجى ايران در دورهء قاجار بويژه رفت و آمد به عتبات و حج ، رشد كتابخانهاى در ايران وجود ندارد و به همين دليل كار عمدهء تازهاى نيز صورت نمىگيرد . قابل تذكر است كه در دورهء قاجار نه تنها عالمان دينى ، بلكه دبيران حكومتى نيز به كار تأليف در تاريخ اسلام بويژه مقتلنويسى مىپرداختند . نمونهء آن فيض الدموع بدايعنگار است كه با نثرى زيبا نوشته شده و اخيرا توسط ميراث مكتوب چاپ شده است . نمونهء ديگر فرهاد ميرزا معتمد الدوله فرزند عباس ميرزاست كه براى سالهاى متمادى حكومت فارس و نواحى ديگر را داشت . وى كتاب قمقام زخار و صمصام بتار را در مقتل امام حسين نگاشته كه مكرر چاپ شده است . « 1 » موسوعهء بزرگ تاريخى اين دوره ناسخ التواريخ از محمد تقى سپهر است كه در حال حاضر بجز بخش تاريخ قاجاريه آن فاقد ارزش تاريخى و در واقع منسوخ التواريخ است . مقتلنويسى در دورهء صفوى و قاجار بخش مهمى از تاريخنويسى در حوزههاى شيعى در چند سدهء اخير ، مقتلنويسى است . اهميت يافتن عزادارى براى امام حسين عليه السّلام از پيش از دولت صفوى در شرق ايران كاملا مشهود است . كاشفى روضة الشهداء را براى هرات و خراسان نوشت آن هم زمانى كه هنوز دولت صفوى در آن نواحى قدرتى نداشت و تازه در غرب ايران شكل گرفته بود . با روى كار آمدن دولت صفوى ، مراسم عاشورا شدت يافت و متونى تازه در اين زمينه تأليف شد . اين وضعيت همچنان در تزايد و تزايد بود و تا انتهاى دورهء قاجار با قوت تمام ادامه داشته و هر سال تأليف يا تأليفاتى در اين زمينه از نثر و نظم بر ميراث پيشين افزوده مىشد . متأسفانه در اين دوره دقت تاريخى وجود ندارد و همانگونه كه گذشت ، از مصادر دقيق استفاده نشده است . آنچه از لحاظ بينشى در مقتلنويسيهاى اين دوره وجود دارد آن كه عمدتا از زاويه اندوه و غم و مصيبت و ابتلاء به قضيه نگاه شده و كوشيده شده تا پيش از آن كه متنى تاريخى
--> ( 1 ) . استورى ، ص 865